مشخصات فردی و زندگینامه
نام:قربانعلی
نام خانوادگی:محقق کابلی
آدرس وب سایت:http://www.mohaqeq.org
نخصص ها:فقه و اصول ، تفسیر ، علوم قرآنی

زندگی نامه

ولادت

حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) در تابستان 1307 (هجری شمسی) در روستایی واقع در ولایت پروان، قریه ترکمن،( منطقه شمال غرب کابل) در یک خانواده متدین، مذهبی و مخلص اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) دیده به جهان گشود.

تحصیلات مقدماتی

از آنجایی که معظم له در یک خانواده ای علاقه مند به تعلیم و تربیت، با ویژگی های دینی و مذهبی پا به عرصه وجود نهاده بود،  نخستین آموزش و تعلیم را نیز از خانواده آغاز نمود. در سن هفت سالگی از برادرش نور احمد (ره) قرآن کریم و کتاب های فارسی را یاد گرفت. سپس به نزد روحانیون محل رفت به فراگیری عقاید اسلامی، احکام شرعی و علومی چون: ادبیات ( صرف، نحو، معانی، بیان) منطق، فقه، اصول مشغول گردید.

سپس برای ادامۀ تحصیل زاد گا هش را ترک نمود وارد شهر کابل گردید با جدیت تمام و علاقه فراوان به یادگیری و تحصیل علوم دینی پرداخت. با سعی و تلاشی که داشت در مدت کوتاهی موفق شد کتاب های درسی که در آن زمان در حوزه های علوم دینی مرسوم بود مانند: جامع المقدمات، شرح جامی، مغنی، مطول، حاشیه ملاعبد الله، معالم الاصول، قوانین ، شرح لمعه و ... را از نزد اساتید برجسته در کابل بیا موزد. استعداد درخشان و علاقه فراوان ایشان به تحصیل علوم دینی راضی نشد که در همین حد از تحصیلات باقی بماند،  از سوی دیگر در شهر کابل نیز یک نظام آموزشی قابل قبول برای طلاب علوم دینی وجود نداشت، علاوه بر این خفقان شدید سیاسی، فرهنگی و مذهبی بر افغانستان حاکم بود، این عوامل از ادامه تحصیل معظم له جلو گیری می کرد. لذا تصمیم گرفت که افغانستان را ترک کند.

عزیمت به نجف اشرف

در آن روز گار حوزه علمیه« نجف» نام پر آوازه داشت شکوه و عظمت آن زبان زد خاص و عام بود، از طرف دیگر همت عالی و شوق و شور به تحصیل علوم دینی که در وجود آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) بود، باعث شد که کابل و زادگاه خویش را ترک نموده با کاروانی که به منظور زیارت عتبات عالیات عازم ایران و عراق بود همراه شد بعد از عبور از ایران در سال 1332 (هجری.شمسی). وارد حوزه علمیه نجف گردید.

تحصیلات عالی

معظم له بعد از ورود به حوزه علمیه نجف در سال 1332 (هجری.شمسی). در جوار مرقد امیر مؤمنان حضرت امام علی(ع) با توکل به خداوند بزرگ و توسل به امامان معصوم(علیهم   السلام) تحصیلات عالی را در علوم دینی آغاز نمود، در ابتداء از محضر اساتید نامی و برجسته حوزه علمیه نجف اشرف چون:آیت الله سید عبد الاعلی سبزواری، آیت الله شیخ کاظم تبریزی، آیت الله سید عبد الحسین رشتی، آیت الله شیخ محمد تقی آل رازی، کسب فیض نمود. دو متن مهم درسی(رسائل ومکاسب) حوزه را فراگرفت. کفایه الاصول را در محضر اساتید بزرگ: مرحوم شیخ صدرا و مرحوم شیخ مجتبی تلمذ نمود. شرح منظومه ملاهادی سبزواری از محضر شیخ عباس قوچانی بهره مند شد. هم چنین معظم له مدتی در درسهای حضرت امام خمینی(ره) شرکت نموده از محضر آن عالم فرزانه کسب فیض نمود.

زمستان 1334در درس خارج اصول حضرت آیت الله العظمی خوئی (قدس سره) و درس خارج فقه آیت الله شیخ محمد باقر زنجانی حاضر می شود. تا سال 1336 حضور ایشان در درس خارج اصول آیت الله العظمی خوئی (قدس سره) ادامه پیدا می کند و همچنین در درس خارج فقه زعیم حوزه علمیه نجف حضرت آیت الله العظمی حکیم (قدس سره) و درس خارج فقه آیت الله سید حسین حمامی و درس خارج اصول آیت الله شیخ حسین حلی شرکت نمود

بازگشت به وطن

حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) قریب به بیست سال تحصیل، تحقیق ،تدریس، در حوزه علمیه نجف اشرف و در سایه عنایت خداوند و توجهات ائمه اطهار (علیهم السلام) وبه برکت سال ها توسل، زیارت و دعا، همراه با تهذیب نفس به مرحله اجتهاد رسیده است. در تاریخ 22/12/1351 با کوله باری از علم و معرفت و اندوخته های عظیم علوم اسلامی و دینی عازم وطن خویش می شود. این بازگشت یک بازگشت عادی و معمولی نیست بلکه بازگشت تاریخی و سرنوشت ساز است. در یک جامعه تحول ایجاد می کند و افق های تازه ای را در خود باوری، اعتماد به نفس، وحدت و هماهنگی مردم جامعه خویش ایجاد می کند.

اقامت در کابل

حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) بعد از ورود به افغانستان و شوق و اشتیاق کم نظیر مردم به ایشان در شهر کابل اقامت می کند و عملا به فعالیت ها و خدمات گسترده خویش در محور ها ی تدریس علوم دینی، تبلیغ معارف اسلامی و تاسیس مراکز آموزشی، فرهنگی و مذهبی می پردازند. همزمان با این فعالیت ها به مشکلات اجتماعی و امور مذهبی و حل دعا وی مردم نیز رسیدگی می کند. با حضور ایشان در کابل شیعیان افغانستان، جان و روح تازه ای می گیرند هویت دینی و مذهبی آنان بار دیگر زنده می شود.
معظم له هفت سال تمام در حوزه علمیه کابل به تحقیق تبلیغ و تدریس می پردازد و به عنوان یک شخصیت بزرگ علمی و دینی به حوزه علمیه کابل عظمت می بخشد. با تاسیس مدرسه علمیه «جامعه الا سلام» در شهر کابل بستر تعلیم و تربیت اسلامی را برای طلاب علوم دینی فراهم می سازد. همچنین مسجد امام خمینی(ره) را تاسیس می کند که در اثر کودتای کمونیستی در آن زمان ناتمام می ماند و بعدا ساختمان این مسجد تکمیل می شود. معظم له علاوه بر این که زعامت حوزه علمیه کابل را به عهده داشت و برای تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی تلاش می کرد. محور مراجعه مردم و حل مشکلات اجتماعی ومسائل شرعی و ... نیز بود.  همواره برای آشنایی و ارتباط بیشتر مردم به آموزه های اسلامی و معارف اهلبیت (علیهم السلام) اهتمام داشت. به این منظور تا آنجایی که شرایط آن وقت اجازه می داد مراسم و محافل باشکوه سخنرانی، عزاداری و نوحه خوانی برگذار می کرد.
معظم له نسبت به مناسبت های دینی و زنده نگهداشتن شعائر اسلامی توجه و عنایت خاص داشته و دارد. در آن زمان با حضور ایشان در کابل محافل با شکوهی در ایام محرم، صفر، روز های جمعه و ماه مبارک رمضان برگذار می گردید. از این طریق فرهنگ و معارف ناب اسلامی در جامعه افغانستان به خصوص در شهر کابل تبلیغ می شد. مردم مسلمان و متدین کابل محبان و عاشقان به اهل بیت (علیهم السلام) روز به روز شناخت بیشتر و آگاهی عمیقتری نسبت به اعتقادات و باور های دینی شان پیدا می کردند. و این نبود جز به برکت حضور شخصیت برجسته دینی و مذهبی آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی).
لازم به یاد آوری است که حوزه علمیه کابل، در آن روز گار، هم سطح حوزه علمیه قم، مشهد و نجف می درخشید و با حضور فقها ، مجتهدین، دانشمندان و شخصیت های برجسته دینی و علمی مانند: آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) آیت الله سید سرور واعظ بهسودی، آیت الله شیخ محمد امین افشار، اندیشمند و فیلسوف استاد شیخ اسماعیل مبلغ، متفکر و انقلابی استاد بصیر وده ها عالم و دانشمند انقلابی؛ حوزه علمیه کابل نام پرآوازه د ا شت و همواره در محافل علمی سیاسی، انقلابی نظرات و دیدگاه های این شخصیت های عظیم علمی و انقلابی مطرح و تاثیر گذار بود.
به خصوص در مبارزه با مکاتب انحرافی واندیشه های خرافی که در راس آنها حکومت کمونیستی قرار داشت. شخصیت های چون آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) پیشگام بودند و اجازه ندادند که مردم مسلمان و متدین افغانستان تحت تاثیر اندیشه های انحرافی قرار بگیرند. حوزه علمیه کابل به عنوان هسته مقاومت در برابر تهاجم مکاتب انحرافی و جریان های فکری غیر دینی بود، نهضت اسلامی در درون نیروهای انقلابی تشیع در حال نزج گرفتن بود و هسته های مقاومت اسلامی با برخورد داری از اعتبار و پشتوانه نیرومندی چون حوزه علمیه کابل در حال شکل گیری بود، تا این که کودتای ننگین 7 ثور 1357 رخ داد و بار دیگر جامعه افغانستان از حرکت در مسیر پیشرفت، تعالی، رشد و شکوفایی بازماند. شخصیت های بزرگ علمی و دینی، دانشمندان و متفکران جامعه اسلامی افغانستان یا به شهادت رسیدند یا روانه زندان شدند یا مجبور به ترک وطن گردیدند. حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) مصداق کامل آیه شریفه « نفر» است که با بازگشت خود فصل جدیدی را در بین مردم و سرزمین خویش باز می کند.
او بعد از سال ها تحمل غربت، زهد وتقوا، جهد و تلاش با اندوخته های علوم دینی ومعارف الهی، به وطن بازگشته است تا به گسترش و ترویج علوم اسلامی و معارف اهلبیت (ع) در بین مردم خود بپردازد. و حس خود باوری واعتماد به نفس، همراه با دین داری و دین باوری را در جامعه خویش شکوفا سازد. بی جهت نیست که مردم آگاه و مشتاق به علم و علماء به محض خبر ورود ایشان به خاک افغانستان با 150 ماشین (موتر) از شهر کابل تا غزنی و تا قندهار به استقبال معظم له شتافتند. این استقبال چنان پرشکوه و با عظمت و کم نظیر است که تمام مردم کابل و دولت وقت افغانستان را در هاله ای از بهت و تحیر فرو می برد.

هجرت و جهاد

با وقوع کودتای ننگین7 ثور 1357 در افغانستان عرصه ی کلیه فعالیتهای مذهبی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برای تمام اقشار جامعه، بخصوص برای علما ء مذهبی متفکران و فعالان سیاسی و حوزه های علمیه روز بروز تنک تر می شد و حاکمیت پلیسی و جو اختناق روز بروز شدت پیدا می کرد. رژیم وقت در سراسر افغانستان به تعقیب و توقیف علماء و روحانیون مبارز می پرداخت، نقطه آغاز این دستگریهای وسیع شهر کابل بود بسیاری از علماء و دانشمندان، روشنفکران و عناصر انقلابی، بزرگان اقوام و افراد متدین توسط رژیم دستگیر و راهی زندان شدند و بعضی بلافاصله به اعدام محکوم گردیدند.
در این میان خوشبختانه تعدادی از علماء، دانشمندان و روشنفکران انقلابی و مسلمان با استفاده از فرصت ها توانستند خود را به بیرون از مرزهای کشور بکشند و مبارزات وسیعی را علیه رژیم در خارج از کشور و در عالم هجرت آغاز نمایند.
از جمله ای این افراد حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) است، در ماه دلو (دیماه) 1357 وقتی به ایشان خبر می رسد که تحت تعقیب رژیم قرار گرفته است مجبور می گردد که کابل را ترک نماید از آنجا به قندهار سپس از مرز( اسپین بُلدک) از افغانستان خارج گردیده وارد پاکستان می شود. به محض ورود ایشان به پاکستان احزاب جهادی افغانستان، مقیم پاکستان مانند حزب اسلامی ، جمعیت اسلامی و... هر کدام جداگانه از ایشان دعوت به همکاری می نمایند، برخی اشخاص پیشنهاد اقامت در کویته را می دهند ولی هیچ  کدام از اینها مورد پذیرش معظم له قرار نمی گیرند، در نهایت تصمیم می گیرد که به جمهوری اسلامی ایران هجرت نماید. از آنجای که در آن زمان انقلاب اسلامی، به رهبر حضرت امام خمینی(ره) در ایران شکل گرفته بود، ایران شرایط خاص وممتازی در منطقه داشت. لذا جای بسیار مناسبی بود برای فعالیت های جهادی. علاوه بر این بسیاری از عناصر انقلابی شیعی و مخالفین رژیم حاکم بر کابل در ایران حضور داشتند. از این رو معظم له به ایران عزیمت می کند. و ایران را بهترین و مناسب ترین محیط برای فعالیت های علمی و جهادی خود می داند.

 ناگفته نماند که معظم له  به خاطر اهمیت دادن به جهاد مردم افغانستان، در طول مدت کوتاهی اقامت خود در کویته پاکستان به اتفاق عده ای از مهاجرین افغانستانی "سازمان دفاع از حریم اسلامی" را تأسیس می کند. بعد از ورود  ایشان به جمهوری اسلامی ایران و اقامت در شهر مشهد مقدس، نیز با استقبال مهاجرین و رهبران جهادی افغانستان مقیم ایران قرار می گرد و هر کدام به نحوی از ایشان تقاضای همکاری می کنند از جمله آیت الله محسنی (رهبر حرکت اسلامی) از قم می آید و از ایشان دعوت به همکاری می کند و بالاترین سمت حزبی را برای ایشان پیشنهاد می نماید.

 اما آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی) به دنبال اهداف عالی تری است و تلاش می کند تا کاری را انجام دهد که به خیر و صلاح تمام فعالان جهادی باشد و آن ایجاد وحدت و هماهنگی در میان نیروهای جهادی است. از این رو به محض ورود در شهر قم تلاش های وحدت طلبانه خود را آغاز می کند به این منظور "سازمان دفاع از حریم اسلام" را که در کویته پاکستان تأسیس نموده بود، تبدیل به "اتحادیه ی علماء" می نماید، و همراه با عدّه ای زیادی از علماء گروه ها را به وحدت و انسجام دعوت می کنند و پس از ده ها جلسه و گفتگو بین مسئولین و رهبران جهادی در نهایت "حزب اتحاد انقلاب اسلامی" را پایه گذاری می نمایند، گروههای جهادی تشکیل دهنده ی این اتحاد عبارت بودند از:

1ـ سازمان نصر 2ـ حرکت اسلامی ـ 3ـ نهضت اسلامی 4ـ شورای اتفاق اسلامی 5ـ نیروی اسلامی 6ـ جنبش مستضعفین 7ـ اتحادیه ی علماء افغانستان.

حزب اتحاد انقلاب اسلامی، تقریباً به مدت دو ماه تحت این عنوان به فعالیتهای جهادی خود ادامه می دهد، اما این حزب به دلیل آنکه اولاً ساختار تشکیلاتی مناسب نداشت و ثانیاً برخی از گروه های جهادی مانند: اسلام مکتب توحید ، سازمان رعد و سازمان مجاهدین خلق افغانستان در آن شرکت نداشتند. از طرف احزاب جهادی  پیشنهاد می شود که «جبهۀ مؤتلفه» تشکیل شود در این راستا « جبهۀ آزادی بخش انقلاب اسلامی افغانستان» مرکب از ده گروه جهادی شکل می گیرد وحضرت آیت الله العظمی محقق(مد  ظله العالی) نزدیک به یک سال در کادر رهبری این جبهه به فعالیتهای جهادی خود ادامه می دهد، اما متاسفانه تشکیلات این جبهه، در نتیجۀ تکروی بعضی ها و دخالت های بی مورد بعضی دیگر، بعد از یک سال بهم می ریزد واز بین می رود وگروههای جهادی تشکیل دهنده این جبهه به حزب قبلی خود باز می گردند، روند تعدد گرائی وفاصله گیری تا مدتها ادامه می یابد، تلاشها وگرد همایی ها، در طی این سالها نتیجه ای نمی بخشند!

در اوائل دهه 60 جریان جهادی جدیدی بنام «پاسداران جهاد اسلامی» به رهبری عده ای از علمایء و روحانیون مبارز در عرصه مقاومت اسلامی ظهور نموده وتشکیل می گردد، حضرت آیه الله العظمی محقق «اتحادیه علماء» را به «پاسداران جهاد اسلامی» ادغام می نماید و تا سال ها ایشان در سطح شخصیت اول «پاسداران جهاد اسلامی»، انقلاب در افغانستان را همراهی و بلکه رهبری می نماید و همگام با مجاهدین، روحانیون وملت شریف و مقاوم خویش در خط اسلام ناب محمدی(ص) فعالیت ومبارزه می نماید.
بعد از سالها و مدتها فعالیت، تحت این پوشش و عنوان جهادی همراه با سایر رهبران جهادی، در طی یک تلاش مشترک، یک جریان ائتلافی جدید را مرکب از گروه های جهادی شیعه در ایران بنام «شورای ائتلاف انقلاب اسلامی افغانستان» تشکیل می دهند ومدتها تحت این عنوان، بکار و فعالیت های جهادی خود ادامه می دهد، در آن زمان انصافاً تشکیل «شورای ائتلاف» مهمترین و نخستین گام درجهت  وحدت کامل نیروهای شیعی بود، طی این مدت نقطه نظرات بهم نزدیک شده می رفت و زمینه ها فراهم می گردد.
تا اینکه بالاخره بعد ازده سال تعدد گرایی در بستر انقلاب اسلامی و چشیدن شرنگ تلخ تفرقه این شب سیه به پایان می رسد، فرشته نجات جامعه ی شیعیان افغانستان از پس ابرهای تیره وافق  تاریخ و غمزده ی کشور، بدرخشش می نشیند، این خورشید و فرشته ی نجات همانا «ظهور حزب وحدت اسلامی افغانستان است» که در داخل کشور و در استان باستانی بامیان، به همت رهبران جهادی، قو ماند انان و سنگر نشینان به وجود می آید، آری «پایان شب سیه سفید است».
با ظهور حزب وحدت اسلامی درعرصه ی مقاومت اسلامی افغانستان، که تبلور قدرت شیعیان افغانستان است، فعالیت ها و تلاش های صادقانه ی حضرت آیت الله العظمی محقق(مد ظله) سرعت و اوج تازه ای می گیرد وهمگام با موج خروشان ملّت وحرکت سنجیده و متشکل رهبران جهادی مقاومت شیعه، در جهت تحکیم پایه های وحدت و عینیت هر چه بیشتر آن تلاش می نماید، حزب وحدت اسلامی افغانستان را مورد تأیید وحمایت خویش قرار می دهد و برای حمایت و همراه شدن با حزب وحدت، هیچ نوع پیشوند، پسوند و شروط و قیود چندگانه را به عنوان یک مجتهد و فقیه مجاهد و رهبر یکی از جریانهای جهادی پیش کش نمی نماید، حزب وحدت اسلامی را به مصلحت شیعیان می داند و در محافل مختلف، علماء و مهاجرین، مردم و گروه های جهادی را که هنوز حرف داشتند (گرچه نمایندگان آنها در داخل میثاق وحدت را امضاء کرده بودند) به حمایت از حزب وحدت اسلامی و ادغام به آن ترغیب وتشویق نمودند، حتی حرکت در جهت خلاف این جریان را تحریم کردند!
در سال 1370 به منظور شرکت درنخستین کنگره حزب وحدت اسلامی افغانستان، با تحمّل مشکلات فراوان موجود در راه همراه باجمعی دیگر از رهبران جهادی و اعضاء شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی افغانستان، عازم بامیان مرکز حزب وحدت اسلامی افغانستان میگردد وتا منطقه (موسی قلعه) در داخل افغانستان به سفر ادامه می دهد، علیرغم مشکلات وخطرات موجود در راه و مهمتر از همه جریان جنگ  در منطقه ی (ناوه میش)، تصمیم به ادامه مسافرت می گیرد تا بالاخره خود را به بامیان محل برگزاری کنگره برساند اما با تقاضای جدّی برگشت همراهان رو برو می گردد و بالاخره از ادامه سفر منصرف گردیده و به جمهوری اسلامی ایران بر می گردد. حضرت آیت الله العظمی محقق(مد ظله)  در حمل (فروردین 1371) از سوی حزب وحدت اسلامی افغانستان به عنوان دبیر شورای عالی نظارت بر حزب وحدت اسلامی انتخاب می گردد.

درپایان این قسمت لازم می بینیم که اشاره ای گذرا به خدمات علمی و حوزوی ایشان در زمان هجرت داشته باشیم:

یکی از خصوصیات معظم له حاکمیت نظم دقیق در زندگی است، که تمامی ساعات زندگی ایشان تقسیم بندی شده است وهربرنامه و پروگرام،درساعات و اوقات معینی باید انجام بگیرد، در عین حال که  در طول چهارده سال مهاجرت تلاشهای گستردهای در راستای پیروزی انقلاب اسلامی افغانستان و توحید صفوف نیروهای جهادی انجام داده اند، اما از فعالیتهای علمی وتحقیقات حوزوی و تدریس نیز هرگز غافل نبوده است و با نظم خاصی، نصف از وقت خود را به تحقیقات وتدریس درحوزه علمیه قم اختصاص می دهد ونصف وقت خود را مصروف فعالیت های جهادی می نماید، چند سال اول از این چهارده سال را درحوزه علمیه به تدریس دوکتاب سنگین و دو متن بسیار مهم درسی یعنی «مکاسب» شیخ انصاری"ره" و «کفایة الاصول» آخوند هروی خراسانی"ره" میپردازد.

بازگشت به کابل

بعد از سقوط رژیم مارکسیستی در افغانستان و پیروزی مجاهدین ، حضرت آیة الله العظمی محقق کابلی (دام ظله العالی) تصمیم می گیرند که بعد از چهارده سال هجرت و فعالیت های جهادی و علمی ،اکنون باید به داخل کشور باز گردند. همانگونه که برگشت از نجف اشرف به کابل ، یک برگشت تاریخی و سرنوشت ساز بود ، این برگشت نیز یک برگشت تاریخی است ، هم فصل نوینی در زندگانی ایشان وتاریخ کشور و به خصوص جامعه تشیع با این برگشت رقم می خورد و در مرحله نوین قرار می گیرد.در شرایطی ایشان تصمیم به برگشت می گیرند که مردم ما، مجاهدین و رهبران جهاد و مقاومت ، اشد نیاز به وجود ایشان و دانشمندان و علماء دیگر دارند.
زیرا بعد از پیروزی مجاهدین، کشور در آستانه یک تحول بزرگ تاریخی قرار می گیرد و باید بنیادهای فرهنگی ،پایه های نظام سیاسی ، اجتماعی وارزش های موجود در جامعه و میراثهای به جا مانده از رژیم پیشین ، مبتنی بر ارزشها و تفکر اسلامی ، دچار تحول و دگرگونی اساسی گردد و این دگرگونی امکان ندارد مگر با حضور و نقش دانشمندان ، فقهاء ، علماء و متخصصین دانشهای دینی ، در عرصه این تحول نوین ، زیرا این چهره ها و شخصیت ها ، پاسداران و مرزبانان اصلی تفکر و ارزشهای اسلامی هستند. اگر در رأس یک نظام سیاسی در جامعه فقهاء و دانشمندان قرار داشته باشند ، اولا این نظام ثبات بیشتری می یابد و از انحرافات و گرایشهای غیر دینی محفوظ می ماند و ثانیا چنین نظامی مشروعیت ،اعتبار و مقبولیت بیشتری در میان مردم خواهد داشت.
براین اساس معظم له در تاریخ (20/2/1371 ) عازم کابل می گردند و مدت (تقریبا یک سال) در کابل ، در خطرناک ترین و حساس ترین شرایط ، برای اعتلاء کلمه الله و احیاء فرهنگ تشیع و سربلندی و احقاق حقوق جامعه تشیع خدمت می کند. متأسفانه شیرینی و حلاوت پیروزی به کام ملت خسته و محروم افغانستان ،به خصوص تشیع دوام نمی آورد و آرمان بر پایی حکومت اسلامی و وحدت ملی در افغانستان ، به خاطر انحصار طلبیهای برخی جریانات و عناصر خود خواه و انحصار گرا ، تبدیل به خیال می گردد! و امنیت ، آرامش ، فضای صلح و صفا را قربانی امیال پلید و انحصار طلبیهای شیطانی خود می نمایند و کشور را بار دیگر به خاک و خون می کشانند.
حضرت آیه الله العظمی محقق کابلی (دام ظله العالی) در مدت قریب به یکسال که در کابل حضور دارند و نماز با شکوه جمعه را نیز در کابل اقامه می نمایند و در راه بر پائی این فریضه عبادی سیاسی اسلام ، از هر خطری استقبال می کنند ، حتی در وقتی که دشمن منطقه ومسیر های عبور و مرور را موشک باران می کند ، ایشان این فریضه الهی را برپا می دارند. مسجدی که در آن نماز جمعه را اقامه می نمایند ، دقیقا زیر نظر دشمن بوده و مرتب مورد حملات موشکی قرار می گرفت اما به لطف خداوند این گلوله ها به خود مسجد اصابت نمی کند و بعضی ترکشها و پارچه ها ، به مسجد اصابت می کند و بعضی افراد مؤمن و نمازگزار نیز مجروح می گردد.منزل محل اقامت ایشان هدف گلوله های دشمن قرار می گیرد ، قسمتی از منزل ایشان خراب میگردد، موشک های زیادی در منازل اطراف و همسایگی ایشان اصابت می کند و عده ای از مردان و زنان مسلمان و شیعه بی گناه و بی دفاع به شهادت می رسند.
در یک کلام در طول قریب به یکسال اقامت در کابل ایشان ، مورد خشم دشمن قرار می گیرد و گلوله های کینه توزانه دشمن در هر شرایطی وجود معظم له را نشانه می رود ، در مسجد ، در حسینه ، در منزل شخصی ، در مسیر. اما این لطف الهی و عنایات خاصه ائمه اطهار (سلام علیهم اجمعین) است که در قلب خطرات وجود مبارک ایشان را از گزند هر آفتی برای ملت محروم و مظلوم تشیع حفظ می نماید.
و بالاخره باید گفت این حضور قریب به یک سال حضوری سرنوشت ساز بود ، حضوری بود که به بیمه شدن و احیاء دوباره تشیع انجامید

عزیمت مجدد به ایران

حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی) قریب به یک سال اقامت در کابل و ایفای نقش تاریخی خویش در پروسه مقاومت و دفاع مقدس ، معظم له در بهار (1372 ) از کابل به جمهوری اسلامی ایران مراجعت می نمایند ، همانگونه که برگشت ایشان از ایران به کابل به ملت محروم تشیع در افغانستان جان تازه بخشید و موجب دلگرمی هرچه بیشتر آنان گردید. با بر گشت ایشان از کابل به ایران نیز مهاجرین مظلوم تشیع جان می گیرند و موج تازه ای به راه می افتد ، اقشار مختلف جامعه تشیع افغانستان شامل علما ، روحانیون ، رهبران سیاسی ، روشنفکران، دانشجویان ، دانش آموزان ، مهاجرین ، کارگران و بالاخره پیر و جوان و زن و مرد ، از ایشان استقبال و پذیرایی بی سابقه ای می نمایند ، مراسم و محافل متعددی در سطوح مختلف و در شهر های مختلف جمهوری اسلامی ایران برای استقبال از ایشان تشکیل می گردد. ایشان بحیث یک فقیه مجاهد و مجتهد جامع الشرایطی که مردم به او معتقدند او را خوب می شناسند و در طول چهارده سال امتحان خود را داده است ، مهاجرین و اقشار جامعه را در جریان حوادث و تحولات ، بخصوص جنگ هایی که در کابل علیه شیعیان راه افتاده ، قرار می دهند و در برابر موج تبلیغاتی دشمن که بر اساس یک استراتژی گسترده و در سطح بین المللی جریان دارد ، بسیار معقول و منطقی مقابله می نمایند.

مرجعیت

ا توجه به اینکه شیعیان افغانستان اعتقاد و اطمینان کامل به اخلاص، صداقت، تقوا، تعهد، فضل وعلم حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی) داشتند. بطور جدی از معظم له تقاضا نمودند، که در شرایط فعلی افغانستان و به خاطر ضرورت های شرعی و ملی که ایجاب می کند و به دلیل جامع الشرایط بودن ایشان، رسالت سنگین و مسئولیت عظیم مرجعیت شیعیان افغانستان را بپذیرند.  در برابر دشمنان و عاملان طرح نابودی و حذف شیعیان افغانستان، از عرصه های سیاسی، اجتماعی ، جامعه تشیع را یاری دهند با توجه به این تقاضای سراسری و جدی شیعیان افغانستان به ویژه روحانیت، مدرسین و طلاب، معظم له نیز احساس تکلیف و وظیفه ای شرعی نموده در تاریخ 23/6/1373 هجری شمسی،  این رسالت سنگین الهی را پذیرفتند.
حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی) بعد از پذیرش مسؤلیت عظیم مرجعیت، درس «خارج فقه» را در حوزه علمیه قم، از اول کتاب خمس(عروة الوثقی) در حسینیه نجفیها شروع نمودند. که با استقبال گرم علماء، فضلاء، مدرسین و طلاب جوان مواجه گردید. از آنجای که معظم له در رشته های مختلف علمی چون: ادبیات عرب، اصول، فقه، رجال، کلام تسلط کافی و ید طولانی دارد لذا در تدریس نخست نظرات و دید گاه های دیگران را با دقت و قدرت علمی بررسی و تحلیل نموده سپس دید گاه خودش را بیان می فرماید. معظم له بعد از پذیرش مرجعیت بدون وقفه(غیر از ایام تعطیل حوزه) مشغول تدریس فقه می باشد و تا کنون کتاب های خمس، اجتهاد و تقلید، و کتاب طهارت ....را تدریس نموده و بنا به اقتضاء شرایط افغانستان وضرورت قضای «کتاب قضاء» را نیز تدریس نموده است.
واقعا وجود معظم له تحول بزرگی را در جامعه ی شیعه ی افغانستان به وجود آورده ، برای علماء روح امید و برای جوانان شور و نشاط و برای ملت آگاهی به مسائل شرعی به ارمغان آوردند.
بعد از مرجعیت ایشان هزاران استفتاء از مهاجرین افغانستانی مقیم جمهوری اسلامی ایران ، پاکستان، کشور های عربی، اروپای، شرق آسیا و ...  همچنین از داخل افغانستان صورت گرفته وتو سط واحد پاسخ به سؤالات دفتر ایشان با نظارت مسقیم مظعم له پاسخ داده شده و از این طریق بسیاری از ابهامات و مسائل شرعی حل گردید و مؤمنین به وظایف شرعیه شان آگاه شدند.